نشست کتابخوان کودک
یکصد و شانزدهمین نشست کتابخوان (ویژه کودکان) 30خرداد95 درکتابخانه عمومی آل یاسین اندیمشک برگزار گردید.این نشست توسط افراد ذیل معرفی و ارائه گردید:
کتاب: آش نذری- نویسنده :طاهره خردور- ناشر:کتاب نشر- ارایه دهنده :رضا محمدی
خاله مهربون صبح زود از خواب بلند شد که آش نذری بپزد ولی کارهای خانه زیاد بودند تا آنها را انجام داد خسته شد و تصمیم گرفت کمی استراحت کندو بعد آش را بپزد. خاله اینقدر خسته بود که چند ساعت خوابید .دیگ و ملاقه حوصله شان سر آمد هر چی صداش زدند خاله بیدار نشددیگ گفت خاله خیلی خسته است بیاییدخودمون آش رو بپزیم .کاسه ها و ملاقه زودی رفتند پیش دیگ .کاسه ها آب ریختند توی دیگ .نخود و لوبیا ریختند .رشته و سبزی ریختند و خواندند، آش می پزیم ، آش نذری می پزیم،خاله که ازخواب بیدار شود خوشحال شود .بدهد همسایه ها بخورند، دعا کنند.آش پخته شد و بین همسایه ها تقسیم شد.همسایه ها خوردند و دعا کردند.
خاله بیدار شد و خوشحال شد و به آنها آفرین گفت و.... این کتاب مناسب گروه سنی ((ب)) می باشد.
کتاب: کله کدو می تونه خودش کتاب بخونه – نویسنده : ناصر کشاورز – ناشر: به نشر- ارایه دهنده : امیرآریا محمدی
کتاب کله کدو مجموعه ای از 7 شعر است .در این اشعار کارهایی که کله کدو در طی روز به همراه عمه جانش انجام می دهد به صورت ترانه سروده شده است .که راوی داستانها را برای اعضاء تعریف میکند.
کله کدو یه عالم /کتاب قصه داره/شب که میشه اونا رو / از تو کمد میاره/
کنار رختخوابش / کتابها رو می چینه/ یکی یکی با دقت عکس هاشونو می بینه / تموم قصه ها رو / از بر شده می دونه / از بس که عمه جونش / هرشب براش می خونه/ می گه دلم میخواد زود/ یاد بگیرم خوندنو/ آخه تا کی بخونه /عمه کتاب منو؟
این کتاب مناسب گروه سنی ((الف و ب)) می باشد.
کتاب :معصومین (ع) و کودکان –نویسنده: ابوالفضل هادی منش-ناشر:جمال –ارایه دهنده :پروانه حافظی (کتابدار)
این کتاب به معرفی شخصیت پیامبر(ص) ،معرفی دوازده امام معصوم (ع) و معرفی حضرت زهرا(ع) در قالب داستان کوتاه پرداخته است.که راوی به طور خلاصه چند داستان را تعریف کرده:داستان اول در خصوص غذای پیامبر(ص) بود انس پسر کوچکی بود که گاهی به خانه پیامبر رفت و آمد داشت و در کارهای خانه به ایشان کمک میکرد.هنگام غروب بود انس سفره راپهن کرد و منتظر نشست تا پیامبر(ص) به خانه بیاید و روزه اش را افطار کند یک تکه نان و چند دانه خرما و کاسه ای آب بود که آنها را بر سر سفره گذاشت.پیامبر آن شب دیر رسید و بوی نان داغ فضای اتاق را پیچیده بود .پیش خودش گفت حتما پیامبر میهمان کسی بوده و تا کنون افطار کرده است و شروع به خوردن کرد.کمی بعد پیامبر رسید انس از همراهش سوال کرد پیامبر جایی بوده و افطار کرده است که همراهش گفتند نه هنوز افطار نکرده .انس خیلی خجالت کشید ولی پیامبر هیچ نگفت و آن شب گرسنه خوابید.انس آن شب بهتر از هر شبی فهمید که پیامبر (ص) چه قدر مهربان و بزرگوار است . گروه سنی کتاب ((ب)) می باشد
کتاب :قیچی که دنبال کار می گشت- نویسنده: منیره هاشمی-ناشر:کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان- ارایه دهنده :فاطیما بهلولی
استاد آهنگر در کارگاه آهنگریش قیچی ساخته بود و آن را گوشه ای گذاشته تا هر وقت لازمش داشت از آن استفاده کند بعد از چند روز استاد سرش خیلی شلوغ بود و قیچی را فراموش کرد و دیگر سراغش نیامد.قیچی خیلی دوست داشت کارش را زود شروع کند بخاطر همین از کارگاه بیرون آمد و در راه اتفاقهای زیادی برایش پیش آمد تا بلاخره به یک خانه رسید که در آن خانه دیگهای بزرگ غذا روی آتش بودند و آدمها تند تند از این طرف به آن طرف می رفتند قیچی هم برای پیدا کردن کار این طرف و آن طرف را گشت در یکی از اتاقها چشمش به خانم خیاط افتاد که میخواست لباس عروس را بدوزد ولی قیچی اش آن قدر کهنه و زنگ زده بود که نمیتوانست پارچه را ببردمهمانها آمده بودند ولی لباس عروس هنوز آماده نشده بود .خیاط وقتی قیچی را دید خوشحال شد و لباس عروس را برش داد و... حالا قیچی صاحب کار شده بود.با فردای آنروز خیاط نزد استاد آهنگر رفت و قیچی را از او خرید.این کتاب مناسب گروه سنی ((الف)) می باشد.
کتاب :درون بدن شما چه می گذرد-نویسنده:پاتریشیا دی ماث-ناشر:مدرسه-ارایه دهنده:نیکا ناصری
در این کتاب نویسنده سعی کرده با بیانی ساده و شیوا به معرفی قسمتهای اصلی بدن انسان بپردازد مثلا استخوانها و نقش آنها،ماهیچه ها، کیسه های هوای شش ها،رگها،قلب،مغز و همچنین سفر غذا به درون بدن انسان به زبانی کاملا ساده بیان شده است که راوی این مراحل را یکی یکی توضیح دادند.مثلا در خصوص قلب می گوید قلب شما یک ماهیچه است .آن هم ماهیچه بزرگی که هرگز از کار کردن نمی ایستد. قلبتان حدودا 90 بار در دقیقه خون را به تمام بدن تلمبه می کند. وقتی در حال حرکت هستید ،قلب این کار راسریعتر انجام میدهد.دستتان را مشت کنید هر کسی قلبش به اندازه مشتش است .قلب تقریبا در وسط سینه کمی به طرف چپ قرار دارد.
گروه سنی این کتاب ((ب)) می باشد
کتاب :نقره ماهی – نویسنده:محسن چینی فروشان-ناشر:کانون پرورش کودکان و نوجوانان-ارایه دهنده: ریحانه صفدریان
نقره ماهی قصه ما در جنگل زیر دریا با بچه هایش زندگی میکرد.نقره ماهی با بچه هایش هر روز برای پیدا کردن غذا از این طرف به آن طرف شنا میکردند بعضی وقتها غذای زیادی به دست میآوردند بعضی وقتها هم غذا کم بود .گاهی روزها آرام و بی دردسر و گاهی هم روزهای پر خطری داشتند.نقره ماهی از زندگی تکراری زیر دریا خسته شده بود.دلش میخواست جایی بره که بی دردسر باشه و اینهمه آب نداشته باشه.نقره ماهی تصمیم گرفت که بره و جای قشنگتری رو پیدا کنه برای همین از بچه هاش خداحافظی کرد و رفت و قول دادوقتی جای بهتری پیدا کرد به سراغشون بیاد و انها رو هم ببره.در راه چیزهای قشنگ زیادی دید .اینقدر شنا کرد که خسته شد دیگه نای شنا کردن نداشت اما یاد بچه هاش افتاد و نیرویش را جمع کردو شنا کرد و شنا کرد .تا بلاخره ساحل رو دیدامیدوار شد و نیروی بیشتری گرفت.ناگهان یک موج بلند و بزرگ او را از جا کندو با خود برد.نقره ماهی گیج گیج شد وقتی به خود آمد موج برگشته بود و او را روی شنهای ساحل جا گذاشته بود .بدنش درد میکرد .نفس کشیدن برایش سخت شده بود داشت خفه میشد که فهمید بیرون از آب زنده نمی ماند و...
آرزو کرد کاش یکبار دیگر بچه هایش راببیند نفس های آخر را میکشید که موج بزرگی از راه رسید و او را به دریا برگرداند .او حالش خوب شد و تند و تند نفس می کشید.او دوست داشت زودتر به بچه هایش برسد و...
کتاب برای گروه سنی ((ب)) می باشد.